سال 3000 به روایت تصویر
سال 3000 به روایت تصویر! (FUN)














سال 3000 به روایت تصویر! (FUN)














واي كه چقدر زيبايي عروسك من ...
يكم بايد بيشتر ورزش كني ... هر چي كمر باريك تر باشه بهتره ....
آفرين عروسك من ... اين مانتو رو هم عوض كن ... آره .. اون يكي بهتره .. همون كه تنگه و جنسش هم لخته ... خيلي بيشتر بهت مياد ...
آفرين اينجوري بهتر شد .... شلوار زير مانتو هم يكم جيغ باشه بهتره ..... نه بابا اون كه تا نوك انگشتات ميرسه ... كوتاه تر .. يه 10 سانت ديگه هم كوتاه بشه بهتره ....
اينجوري خيلي زيبا تر شدي ....
يكم بايد به خودت برسي .... بذار ببينم .... آها ميگم .. چقدر رنگ صورتت پريده ... يكم بايد گونه هات قرمز تر بشه .... واي چه خوب شدي
يه ذره هم سايه و خط .... از اون رژ تيره بزن خيلي بهت مياد ....
واي ماه شدي ..... نمي دوني چقدر خواستني هستي...
عروسك : ولي حيف كه تو دانشگاه ما چادر اجباريه (اين دانشگاه فرضيه سخت نگيريد! فرض محال كه محال نيست!!) ....
اشكال نداره از اين چادر ها بگير كه توريه .. جلوش رو هم باز بذار .. آفرين خوبه .... نه .. اي بابا ... اون همه وقت نذاشتي براي هاي لايت موهات كه حالا قايمش كني ......... چادر رو بده عقب تر ....... باز هم ......... آها حالا خوب شد .........
ميگم بينيت(همون دماغ خودمون) رو هم عمل كني ديگه صورتت تكميل ميشه .....
آره .. ديدي اينجوري بهتره .....واي نمي دوني كاش جاي من بودي و خودت رو مي ديدي ...
عروسك : من واقعا خوشحالم از اينكه هموني هستم كه تو مي خواهي ... حالا مي تونيم با هم زندگي كنيم؟
مي دوني بايد برات يه چيزايي رو توضيح بدم .....
من براي عروسكم پول خرج ميكنم همانطوري كه براي لباس و كامپيوتر و ... هزينه مي كنم.......
من مواظب عروسكم هستم همونطوري كه مواظب وسايلم هستم
من ...... مي دوني راستش من با عروسك بازي مي كنم ..... مثل همه .... زندگي كه بازي نيست ... براي زندگي نميشه رو يه عروسك حساب كرد ....
آخه همه بچه ها چشمشون دنبال عروسكه ... سعي مي كنن عروسك همديگر رو تصاحب كنن .همه يه جوري ......... همه ........... عروسك ...... براي زندگي ......... من.............عروسك ........ بازي .........

پسر كوچكي، روزي هنگام راه رفتن در خيابان، سكه اي يك سنتي پيداكرد. او از پيدا كردن اين پول ، آن هم بدون هيچ زحمتي، خيلي ذوق زده شد. اين تجربه باعث شد كه او بقيه روزها هم با چشمان باز سرش را به سمت پايين بگيرد و در جستجوي سكه هاي بيشتر باشد.
او در مدت زندگيش، ۲۹۶ سكه ۱ سنتي، ۴۸ سكه ۵ سنتي، ۱۹ سكه ۱۰سنتي، ۱۶ سكه ۲۵ سنتي، ۲ سكه نيم دلاري و يك اسكناس مچاله شده يك دلاري پيدا كرد. يعني در مجموع ۱۳ دلار و ۲۶ سنت.در برابر به دست آوردن اين ۱۳ دلار و ۲۶ سنت، او زيبايي دل انگيز
۳۱۳۶۹ طلوع خورشيد ، درخشش ۱۵۷ رنگين كمان و منظره درختان ا فرا درسرماي پاييز را از دست داد . او هيچ گاه حركت ابرهاي سفيد را بر فرازآسمان ها در حالي كه از شكلي به شكلي ديگر در مي آمدند، نديد. پرندگان در حال پرواز، در خشش خورشيد و لبخندهزاران رهگذر، هرگز جزئي ازخاطرات او نشد.
منبع : http://yaserrrr.blogfa.com/
برای دیدن جزئیات(درحقیقت کلیات) بیشتر اینجا را کلیک نمایید.
اما من امسال برای اولین بار این کلمه را شنیدم و چیزی هم در مورد آن نمیدانستم. بنابراین سؤالاتی در مورد آن برایم پیش آمد. لازم به ذکر است که ابتدا این نام را از کانال آسمانی «Newroz» که به زبان کردی پخش میشود شنیدم. در این کانال برنامه ای علمی با حضور یک جامعه شناس و یک روحانی مذهبی و یک نفر مجری قانون عراق فدرال (پلیس) به مناسبت روز والنتاین و با موضوع «رابطه ی زن و مرد» تشکیل داده بودند که طی برنامه بسیاری از بینندگان و همچنین مجریان برنامه مرتب والنتاین را به تمامی عشاق تبریک می گفتند. و به همین ترتیب دیگر شبکه های کردی و تقریبا تمامی رسانه های دنیا این روز و این مناسبت را از سوژه های اصلی خود از برای سرگرم کردن بینندگان قرار داده بودند.
و این موضوع کنجکاوی مرا برانگیخته بود که چطور و چگونه حادثه ای چنین مهم و پیامک برانگیز که در چند سده ی پیش اتفاق افتاده است تابحال از چشم جهانیان(به استثنای چند کشور اروپایی) پنهان بوده است و عجیبتر آنکه چگونه و چطور به یک باره تمام دنیا به یاد این واقعه افتاده و گزارشها و میزگردها و سمینارها در مورد آن ترتیب دادند!!
واقعا این حادثه نمادی بود از اتحاد جهانی و انسجام رسانه ای!!
دهکده ی جهانی که میگن همینه!!
بگذریم...
بنده از سر کنجکاوی و از باب افزایش اطلاعات عمومی روز والنتاین را در دایره المعارف ویکی پدیا جستجو کردم و اطلاعاتی نسبتا جامع در مورد آن یافتم. برای دسترسی شما عزیزان به این مطالب لینک بخش فارسی آن را در اینجا قرار می دهم.
در ضمن خواهشمندم اگر اطلاعات بیشتری دارید حتما به من هم بگویید.
منتظر نظرات زیبایتان هستم.
اگر جزو آن دسته از افرادی هستید که تابحال وب گردی با مرورگر Safari را تجربه نکرده اید پیشنهاد میکنم یک بار آن را امتحان کنید. این مرورگر وب محصول شرکت معروف Apple است و آنگونه که این شرکت ادعا کرده است سرعت آن بیش از دو برابر بیشتر از فایرفوکس و اینترنت اکسپلورر و اپرا میباشد. همچنین یکی از ویژگیهای متمایز آن Private Browsing است که با فعال کردن آن از منوی Edit هیچ یک از فعالیتهای شما در تاریخچه ثبت نمیشود.

برای دانلود آن اینجا را کلیک نمایید.

برای دانلود نسخه ۹.۵۰ بتای آن میتوانید از این لینک استفاده کنید.

مجله تخصصی جنگ افزار با هدف ارتقاء سطح دانش عمومی در زمینه جنگ افزار شناسی و آشنایی با علوم و فنون نظامی و جذب نیروها و بخصوص جوانان علاقه مند و برداشتن گامی هر چند کوچک به منظور استقلال در تحقیقات و تولیدات نظامی بصورت ماهنامه منتشر شد.
به دلیل نبود مجله ای با این زمینه در بین نشریات کشور و با زبان فارسی اندیشه انتشار این مجله در فکر مسئولان آن شکل گرفت و در سال 1378 مقدمات دریافت مجوز آن از وزارت محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی اداره مطبوعات داخلی انجام شد.
طی مراحل قانونی انجام کار و استعلام از وزارت خانه های دیگر در تاریخ 29/7/1383 مجوز انتشار آن تحت شماره 12452/124 با روش اطلاع رسانی- آموزشی در زمینه علوم و فنون نظامی ، با زبان فارسی، ترتیب انتشار ماهنامه و گستره توزیع سراسر کشور بنام آقای ابراهیم پور باباگل صادر گردید.
به دلیل عدم سابقه طولانی چاپ و انتشار مجله ای با این زمینه در کشور و بالطبع آن نبود تجربه و با توجه به نداشتن امکانات کافی و با حداقل سرمایه مقدامات تهیه، تنظیم وچاپ و انتشار بلافاصله آغاز گردید. آنچه موجب گردید تا مجله بتواند طی زمان اندکی بعد از صدور مجوز فعالیت آغاز به کار نماید لطف خداوند، پشتکار، و دانش بنیانگذاران این ماهنامه بود.
اولین شماره مجله در دی ماه 1383 تنها بعد از دو ماه و نیم از دریافت مجوز بر روی کیوسکهای مطبوعاتی سراسر کشور قرار گرفت. به دلیل علاقه بسیار و هوش بالای اقشار جامعه، مجله بلافاصله مورد استقبال قرار گرفت و مخاطبان خود را بدست آورد.
در طی زمان کوتاهی پژوهشگران و متخصصین نیز با مجله ارتباط پیدا کردند.
طی دو سال انتشار بی وقفه و پشت سر گذاشتن مشکلات فراوان با یاری خداوند مجله توانسته است به بخشی از اهداف اولیه خود که همانا ارتقا سطح دانش عموم در زمینه علوم و فنون نظامی و جذب نیروهای خلاق و مستعد و ایجاد پایگاهی برای عرضه و نمود پژوهشگران، ارتباط آنها با یکدیگر و تبادل اطلاعات و هدایت بخشی از جوانان به جذب و فعالیت در واحدهای مرتبط صنایع نظامی دست یابد.
برنامه های آینده
مسئولین مجله جنگ افزار به دلیل حجم بسیار اطلاعات و علاقه خوانندگان خود در نظر دارد ضمن افزایش صفحات از 64 صفحه به 96 صفحه و جذب نیروهای متخصص بیشتر و تهیه لوحهای فشرده آموزشی و اطلاع رسانی و به روز نمودن سایت اینترنتی و دریافت مجوز توزیع در کشورهای فارسی زبان و کشورهای حوزه خلیج فارس، خدمات بیشتری را به مردم عزیز کشورمان و سایر فارسی زبانان در کشورهای دیگر ارائه نماید.
منبع: http://www.jangafzar.ir/site/about.htm
وظیفه ما مسلمانان این سخن گرانبهای ربعی بن عامر (رض)است که
در برابر سر لشکر سپاه ایران گفت:"الله ابتعثنا لنخرجکم من عباد
العباد الی عباد الله وحده ومن ضیق الدنیا الی سعتها و من
جور الادیان الی عدل الاسلام"
"خداوند ما را مبعوث کرده وبر انگیخته که شما راازعبادت وپیروی انسان
ها به عبادت وپیروی الله ببریم واز تنگی و سر گشتگی دنیایبدون وجود
خدا به حیات طیبه و آرامش وراحتی وخوشبختی آن واز ظلم وستم
طاغوط به عدالتی که در اسلام هست ببرم"
وعمل ،نماز است وجهاد ،فرمانبری است وفرمانروایی ،کتاب
است وشمشیروهیچ کدام ار اینها از یکدیگر جدا نیست(و بعد به
نقل از خلیفه سوم میگوید:)"ان الله یزع بالسلطان ما لا یزع
بالقران"یعنی اجرای احکام الهی از راه قدرت میسر است ونه
ازراه صرف تلاوه "
امام حسن البنا
" به نقل ازکتاب الدوله والسیاسه فی فکر حسن البنا:استاد جابر رزق
او هم به نقل از مجله "النذیر"که شماره اول آن در ربیع الاول سال ۱۳۵۷قمری منتشرشد"
| پنجشنبه 17 آذر ماه سال 1384 | |
این عقیده(شریعت الله) در آخرین شکلی که باید داشته باشد توسط اسلام ارائه شده است ،تا اینکه زیربنای زندگی آینده بشری در زمین گردد و برنامه همگانی همه انسانها باشد و ملت مسلمان بتواند رهبری بشریت را در راهی که بسوی خدا دارد برابر این برنامه به نحو احسن به انجام برساند . برنامه ای که از جهان بینی کامل و شاملی جوشیدن گرفته است که متضمن هدف جملگی هستی و هدف وجود انسان است ،همانگونه که قرآن کریم نازل شده از سوی پروردگار بیان فرموده است. ملت مسلمان در پرتو قرآن مردمان را به سوی نیکی و خیری رهنمود می کند که در همه روشهای جاهلی آنچنان نیکی و خیری وجود ندارد و انسانیت را به سطحی می رساند که جز در سایه این روش و پرتو برنامه های آن، انسانها نمی توانند بدان گام گذارند و از نعمت خدادادی این مکتب برخوردار شوند ،نعمتی که هیچ یک از نعمتهای دیگر با آن برابری نمی کندو اگر بشریت از آن محروم گردد همه پیروزیها و رستگاریهای حویش را از دست خواهد دادو هر تجاوز گری که بدو تعدی روا دارد نمی تواند آن زیانی را بدو برساند که همسنگ و همبر شود با محرومیتی که از این خیر خواهد داشت و زیانی که از این بابت بهره او خواهد شد. و هرگز هیچ متجاوزی آن ضرر وزیانی بدو نمی رساند که بتواند همطراز حرمان و بی بهرگی از رفعت و سعادت و پاکی و کمالی باشد که خداوندگار جهان برای مردمان تهیه دیده و ارائه فرموده است بدین سبب این حق بشریت است که تبلیغ چنین دعوتی بدو برسد تا او را به این راه الهی شامل و فراگیر فراخواند و هیچ گردنه و مانعی و سلطه و قدرتی به هیچ نحوی از انحاء نتواند جلو تبلیغ آنرا سد کند یا در برابر آن بایستد و سنگ اندازی نماید......... همچنین این حق بشریت است که بعد از آنکه چنین دعوتی به گوش ایشان رسید مردمان در پذیرش این دین آزاد گذارده شوند .....و هرگاه کسانی از ایشان دین اسلام را پذیرفتند ، این حق ایشان باید محفوظ بماند که به هیچ وسیله ای از وسایل آنان را از دینشان برنگردانند و برای برگشت از آیین اسلام تحت فشار نگذارند. نه به وسیله آزار و اذیت و نه از راه گول زدن و فریفتن ونه با فراهم آوردن اوضاعی که خاصیت آنها خود به خود بازداشتن مردم از هدایت را در بر دارد و ایشان را از پذیرش اسلام بازمی دارد .وظیفه گروه مؤمنان در این مواقع چنین خواهد بود که با تمام نیرو به نبرد با متجاوران به حقوق اسلامی و انسانی برخیزند و آنان را سر جای خویش بنشانند و مکر و کید و اذیت وآزارشان را از سر مومنان بدور دارند. تا ستمگران را گوشمالی دهند و حریت عقیده را تضمین ، امنیت کسانی را که خداوند به راه خود رهنمودشان فرموده تأمین و برنامه خدا در زندگی پا برجای، و از بشریت حمایت گردد تا از آن نیکی و خیر همگانی محروم و بی نصیب نشود .... واجب دیگری بر جماعت اسلامی لازم می آید و آن اینکه هر گونه نیرویی را باید در هم بشکند که سر راه دعوت آئین اسلام را بگیرد و مانع رساندن آرادانه آن به مردمان گردد یا حریت پذیرش عقیده را را تهدید نماید و مردمان را از آیین مبارکی که پذیرفته اند برگرداند .... این به این معنی نیست که که مردمان با زور به پذیرش ایمان وادار شوند بلکه بدین معنی که دین خدا در زمین برتری گیرد بطوری که هر کس که بخواهد بدون ترس و دلهره بتواند وارد دائره اسلام شود و از نیروئی در زمین باک نداشته باشد..... جهاد در اسلام در حدود این مبادی و اصول همگانی است و تنها به خاطر این اهداف والا انجام می پذیرد و به هیچ هدف دیگری یا نشانه و عنوان دیگری آمیخته و آغشته نمی گردد. جهاد در راه عقیده است و بس. تا از محاصره و قید و بندها محفوظ شود و از فتنه ها و آشوبها در امان ماند . جهاد برای حمایت از برنامه و شریعت عقیده در زندگی و برقرار ساختن و در اهتزاز نگاهداشتن پرچم عقیده در زمین است بگونه ای که پیکر آن کسانی را که بخواهند بدو تجاور نمایند پیش از تاخت آوردنشان به لرزه در آوردو هیبت جهاد اسلامی مایه وحشت دشمنان باشد...... این همان جهاد یگانه ای است که اسلام به آن فرمان می دهد و پسندیده اش می شمارد و در مقابل آن اجر و پاداش می دهد و کسانی را که در آن کشته می شوند شهید می داندو کسانی را که رنج و مشقت آن را تحمل می کنند، ولی و دوست می شمارد. فی ظلال القران:امام الهدی سید قطب |
"من قرآن را آنچنان قرائت می کنم که گوئی هم اکنون فرشته آنرا بر محمد(ص)می خواند "
اقبال لاهوری
"من که بنده کوچک ونا توان ونا چیزی هستم ،قرآن را چنان می خوانم و می یابم
که گویا خداوند خود با من سخن می گوید و برای انسانی !چه مقام و منزلتی
بالاتر از این لطف و عنایت الهی می توان یافت.
فی ظلال القرآن:سید قطب
"آنان(سلف صالح)از زمره کسانی نبودند که قرآن رابه صرف آگاهی واطلاع وارائه
سخنرانی (وبرای مرده ها) بخواندند بلکه برای چشیدن ولمس کردن ودریافت راهی برای
زندگی ان را می خواندند( یعنی دریافتی بود برای اجراوعمل) ."
معالم فی الطریق :سید قطب
ن
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 9:55 توسط سلیمان |
یک نظر
ان الحمد لله نحمده و نستعینه ونستغفره ونغوذبالله من شرور انفسیناوسیئات اعمالنامن یهده الله فلا
مضل له ومن یضلل فلا هادی له واشهدان لا اله الا الله وحده لا شریک له واشهد ان محمدا"عبده ورسوله.
"یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله حق تقاته ولا توتن الا وانتم مسلمون"(ال عمران/۱۰۲)
"یا ایهاالناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدةوخلق منها زوجهاوبث منهمارجالا"کثیراونساء"وتقوا
الله الذی تسائلون به والارحام ان الله کان علیکم رقیبا"(نساء/۱)
"یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و قولو ا قولا سدیدا یصلح لکم اعمالکم ویغفرلکم ذنوبکم ومن یطع الله و
رسوله فقد فاز فوزا"عظیما"(احزاب/۷۰-۷۱)اما بعد.
ازدواج بهترین راه فرو کشاندن میل جنسی به طریق شرعی (که یک میل فطری در انسان است )و مایه
آرامش روحی و روانی (لتسکنو ا الیها )و مایه بقای نسل .. است که اسلام به عنوان یک مکتب هدایتگر
به آن توجه و تشویق و ترغیب کرده است و می فرماید :"یا معشر الشباب من استطاع منکم الباءة
فلیتزوج فانه اغض البصر واحصن الفرج ومن لم یستطیع فعلیه بالصوم فانه له وجاء "(متفق علیه از عبدالله
ابن مسعود)
ترجمه :"ای گروه جوانان هر کدام از شما که توانای ازدواج وپرداخت هزینه های آن را دارد ازدواج کند زیرا
اردوا ج حفاظت کننده خوبی برای چشم ها از دیدن نامحرم و قلعه عورت از زنا است وکسی که نمی
تواند ازدواج کند بر او است که روزه بگیرد زیرا روزه از شدت شهوت می کاهد."
پس همچنان که مسلم است کسی می تواند ازدواج کند که توانای و استطاعه (جسمی و جنسی ) و
قدرت نفقه و خرج و مسکن و مهریه زن را داشته باشد و گرنه باید منتظر بماند و روزه بگیرد "حتی یغتنم الله من فضله "
امروزه می بینیم با اینکه ازدواج جایز است واسلام به آن تشویق کرده اما باز آمار سن ازدواج هر سال بیا
نگر این است که سن ازدواج با لاتر می رود و مردم نمی توانند ازدواج کنند و در نتیجه احتمال به کشیده
شدن به بی بند و باری و فسادوراهای نامشروع خیلی زیاد خواهد شدکه در نتیجه آن دین ومال و
سلامتی خود را تباه می کنند. و از آنجا که زنانی ثروتمند و مرفه هستند که ازدواج نکرده بنا به دلایلی از
جمله کار کردن در خانه پدری و پیر دختر شدن و یا مشغو ل بودن به درس و کار .. یا ازدواج کرده و
شوهرانشان فوت کرده و مشکل مادی هم ندارند تنها نیاز به یک همسر دارند تا هم از محبت همسر و
مادر شدن محروم نشوند وکرامت آنها نیز در جامعه حفظ شود وهم غریزه جنسی آنها رانیز اشباع کنند، و
در مقابل مردانی هم هستند که توانای مالی ازدواج ندارند و در نتیجه
نمی توانند ازدواج کنند در حالی که" ازدواج مسیار" راه حل خوبی برای مشکل عدم استطاعه آنهاست
وهم مایه عفت وپاکدامنی و دور ماندن از افتادن در حرام و راه نامشروع است.
این ازدواج در هیجده همین گرد همای مجمع فقهی علماء در مکه از تاریخ ۸تا ۱۲ ابریل ۲۰۰۶از بین ازدواج
های مستحد ثه ما نند ازدواج به شرط طلاق و.. تنها فتوی به جواز ازدواج مسیار داده اند"وکان زواج
المسیار من اولی الصیغ التی اصدر فیها المجمع فتوای بجوازه وشریطه ان تتوفر فیه ارکان الزواج وشروطه
و خلوه من الموانع "(به نقل از خبر گزاری الشرق الاوسط) و "دار الا فتاء حوزه علمیه زاهدان و عین العلوم
گشت - سراوان "هم فتوی به جواز آن داده اند و در پاسخ به خبر تحریف باز تاب (که ازدواج مسیار را
عمدا"یا اشتباه ، موقت (متعه )دانسته بود )تا کید کر دند که این ازدواج با متعه کا ملا "فرق دارد.
مسیار:
مسیار کلمه ی عربی بر وزن مفعال از ریشه "سیر "به معنی" حرکت دادن "است ،این وزن صیغه مبالغه
به معنی به سرعت به جای رفتن و بر گشتن است و چون مرد به سرعت به خا نه همسر سر می زندو بر
می گردد به این نام مشهور شده است .
در اصطلاح، بنا به تعریفی که در مجمع فقهی از آن ارائه داده اند ازدواجی است دائمی با همان ارکان و
شرایطی که نکاح دارد،فقط با این شرط که زن از برخی حقوق خود یعنی خرج و مسکن و قسم به صورت
عادلانه (همبستری )می گذرد و چشم پوشی می کند .که این هم از نظر شرعی اشکالی ندارد
همچنان که ام المو منین "سوه بنت زمعه رضی الله عنها از حق همبستری خودبه نفع ام المو منین
عائشه گذشت و پیامبرنیز قبول کردند(بخاری/۲۵۹۳)ومسلم (۱۴۶۳ )
در موردمهر زنان که می فرماید:اگر با رضایت چیزی از مهریه خود را به شما بخشیدندآن را حلال وگوارا
مصرف کنید(نساء/۴) ویا می فرماید:"ولا جناح علیکم فیما تراضیتم"و به طریق اولی نیز بر نفقه صدق می کند .
ارکان و شرایط آن :
ارکان و شرایط آن همان ارکان و شرایط نکاح است وهمه شروط مفرو ض در ازدواج شرعی بر این ازدواج منطبق
است که عبا رتند از:(البته برای توضیح کامل ودلیل هر یک به صورت مفصل به کتاب های فقهی مراجعه شود.)
۱- صیغه ، با تمام شرایطی که برا ی نکاح لازم است، مثلا با لفظ" تزویج و انکاح" با شد نه "متعینی" و بدون مقید
به وقت و زمان ..
۲- داشتن و وجود ولی با شرایط و اختلافی که در میان مذاهب است
۳- وجود دو شاهد با تمام شرایط خود .
۴- و به دور از موانع باشد ، از محارم نباشند (زوج و زوجه )..
در این گرد همای چهار روزه مجمع فقهی مکه با تعریفی که از آن ارائه شد باید حتما دارای این ارکان و شرایط
باشد و گرنه باطل است .
ازدواج مسیار با این شرایط مو رد قبول و جا یز است که زن از چند حق خود میگذرد (خرج و مسکن و قسم )
و این ازدواجی است که شرع آن را جایز دانسته و از آن تجاوز نکرده است چون خداوند در سوره مو منین اسباب
حلیت استمتاع از زنان را در دو چیز منحصر کرده (۱-نکاح صحیح ودائم ۲- ملک یمین) وغیر از این دو راه را تجاوز از
حدود الله نا میده است .و مثل نکاح آثار و متعلقاتی به دنبال دارد .
آثار و متعلقات آن :
این ازدواج عده ومیراث و نسب را به دنبال دارد و جدای آنها خود به خود حاصل نمی
شود بلکه باید یا از طریق ،"وفات ،طلاق دادان و یا خلع یا فسخ قاضی یا تفویض طلاق
"باشد .و نکته دیگر اینکه مرد بیشتر از چهار زن نمی تواند داشته باشد هر چند همه
آنها مسیاری باشند .به این ترتیب هم ازدواج مسیار روشن و هم تفاوت آن با متعه
مشخص شد.چون متعه که اهل تشیع به جز زیدیه قائل به جواز آن هستند(بر عکس
اهل سنت که قائل به نسخ آن هستند و تا قیامت آن را حرام می دانند)صیغه آن با
لفظ متعینی و مدت دار است(متعینی بنفسک الی مده کذا بکذا من المهر )و در
نتیجه بعد از پایان مدت جدای خود به خود حاصل می شود و مرد هم می تواند بیشتر
از چهار زن داشته باشد ...
سلیمان
دانشجوی فقه وحقوق-تهران
دلا نزدکســــی بنشین که اوازدل خـبر دارد
به زیرآن درختی روکه گلـهای تربه سردارد
دراین بازارعطاران مرو هرسو چو بیکاران
به دکان کســی بنشین که در دکان شکر دارد
الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علي سيدنا محمد و علي آله و صحبه أجمعين.
منظورمان از دعوت، دعوت الي الله است. خداوند مي فرمايد:(قُل هذه سَبيلي أدعُوا إلي الله عَلَي بصيرَةٍ أنا و مَنِ اتَّبَعَنِي) ‹يوسف/۱۸›یعنی "بگو این راه من است که من و پیروانم با آگاهی و بینش (ودلیل وبرهان)به سوی خدا دعوت می دهیم"ومقصود از دعوت الی الله دعوت به سوی دینش است وآن اسلام است ."ان الدین عندالله الاسلام..."یعنی "بی گمان دین(حق وسندیده )درپیشگاه خدا اسلام است ."که از طرف ربش سبحان وتعالی به سوی محمد (صلی الله علیه واله وسلم)آمد .پس اسلام موضوع دعوت وحقیقت آن است واین اصل اول دعوت است.
ورسول اکرم این اسلام عظیم را با نیکوترین وکا ملترین روش تبلیغ کرده است . ودعوت الی الله را از زمانی که خداوند با رسالتش گرامیش داشت تا هنگامی که جان به جان آفرین تسلیم کرد وبه سوی پروردگارش بازگشت ادامه داد ؛ و خداوند ایشان رابرای همین ارسال کرده است "یایها النبی انا ارسلناک شاهداومبشرا ونذیراوداعیا الی الله باذنه وسراجا منیرا ( ۴۵و۴۶/احزاب)"ای پیغمبر ما تو را به عنوان گواه ومژده رسان وبیم دهنده فرستادیم. وبه عنوان دعوت کننده به سوی خدا طبق فرمان الله وبه اذن الله و به عنوان چراغ تابان."
پس ایشان (صلی الله علیه وسلم) اولین داعی به سوی اسلام بوده بنابراین داعی هم اصل دوم دعوت است .
وکسانی که رسول الله انها را به سوی اسلام دعوت کرد ورسالتش را به انها ابلاغ کرد عرب وغیره عرب بودند چون قطعاً رسالتش عام است وبه سوی جمیع بشر جدا از سرزمین عرب هم بود وبه آنجا محدود نشد . خداوند می فرماید "وما ارسلناک الا کافه للناس بشیرا و نظیرا ..." (سبأ/ ۲۸). " ما تو را برای همه مردم فرستاده ایم تا مژده رسان و بیم دهنده باشی..." .
پس مدعو إلی الإسلام ( یعنی کسانی که به سوی اسلام دعوت داده می شوند و مورد خطاب دعوت هستند) اصل سوم دعوت است و پیامبر برای دعوت به اسلام با وسایل و روشها و برنامه هایی که خداوند به سویش در قرآن و سنت نبوی شریفش وحی کرد به پا خاست. و این وسایل و روشها و آنچه مربوط به آن است اصل چهارم دعوت است.
بنابر این اصول دعوت ۴ مورد است:
۱- موضوع دعوت
۲- داعی( دعوت دهنده)
۳- مدعو (مخاطبین دعوت)
۴- وسایل دعوت
با سلام.
خواننده گرامی
ممکن است شما در این وبلاگ در لیست آرشیو موضوعی به عناوینی برخورد کنید که مطلبی در مورد آن وجود ندارد؛ اين مشكل موقتی است و إن شاء الله به زودی حل خواهد شد. علتش هم اين است كه من موضوعات را در ذهن دارم، ولي هنوز فرصتی دست نداده كه بتوانم در مورد بعضی موضوعات مطلبی بنويسم.
از اين بابت پوزش مي طلبم.

در بیان اینکه تربیت خودی را سه مراحل است
مرحله اول را اطاعت و مرحله دوم را ضبط نفس
و مرحله سوم را نیابت الهی نامیده اند.
مرحله اول: اطاعـت
گـــــام ا و د ر راه کـــم غـوغـاسـتـی کـــاروان را زورق صــحـراســتـی
نـقــش پـایـش قـسـمـت هـر بـیشه ای کـم خورو کم خواب و محنت پیشه ای
مـسـت زیـــر بــار مـحـمـل مـی رود پـــای کـوبــان سـوی مـنزل می رود
ســــرّ خـود از کـیفـیت رفـتـار خویش در سـفـر صـابـرتر از اسـوار خویــش
تــــــو هـم از بـار فـرائض سـر متــاب بــرخــوری ازعــنـده حـسـن المــآب
دراطاعـت کـــوش ای غـــفـلـت شـعـار مــی شــود از جـبـر پـیـدا اخـتـیــار
نـــــاکـس از فـرمان پذ یری کـس شـود آتــش ار بــاشـد ز طغـیـان خـس شـود
هــــرکـه تسـخـیـــر مـه وپـرویـن کـند خـویــش را زنـجـیـری آیـیـن کـنـد
بــــــا د را زنــدان گل خوشــبـو کـنـد قـــیـــد بــو را نـافـه ی آهـــو کــنـد
مـــــی زنـد اخـــتر سـوی مـنزل قدم پــیــش آیـیـنـی ســر تــسـلـیـم خـم
ســـــــبـزه بر دین نمو روییـده اسـت پــایـمال از تــرک آن گردیـده است
لالـــه پـیـــهم سـوخـتـن قـــــــانـون او بــرجـهـد انــدر رگ او خـــون او
قـطــــــره ها دریاسـت از آییــن وصل ذره ها صحـراست از آیـیــن وصل
بــــاطـن هــر شــــــئ ز آیـیـنی قـوی تـو چرا غـافـل ازایـن سـازمان روی
بـــــــــاز ای آزاد د ســــتــور قـدیــم زیـنـت پــا کن هـمـان زنـجـیـر سیـم
شـکـــــوه سـنـــج سـخـتــی آیـیــن مــشـو
از حدود مصطفی صلَّی الله عليه و سلم بیرون مرو