تبليغاتX
آشنایی

آشنایی

پنجشنبه 17 آذر ماه سال 1384

sayed qotbاین عقیده(شریعت الله) در آخرین شکلی که باید داشته باشد توسط اسلام ارائه شده است ،تا اینکه زیربنای زندگی آینده بشری در زمین گردد و برنامه همگانی همه انسانها باشد و ملت مسلمان بتواند رهبری بشریت را در راهی که بسوی خدا دارد برابر این برنامه به نحو احسن به انجام برساند . برنامه ای که از جهان بینی کامل و شاملی جوشیدن گرفته است که متضمن هدف جملگی هستی و هدف وجود انسان است ،همانگونه که قرآن کریم نازل شده از سوی پروردگار بیان فرموده است. ملت مسلمان در پرتو قرآن مردمان را به سوی نیکی و خیری رهنمود می کند که در همه روشهای جاهلی آنچنان نیکی و خیری وجود ندارد و انسانیت را به سطحی می رساند که جز در سایه این روش و پرتو برنامه های آن، انسانها نمی توانند بدان گام گذارند و از نعمت خدادادی این مکتب برخوردار شوند ،نعمتی که هیچ یک از نعمتهای دیگر با آن برابری نمی کندو اگر بشریت از آن محروم گردد همه پیروزیها و رستگاریهای حویش را از دست خواهد دادو هر تجاوز گری که بدو تعدی روا دارد نمی تواند آن زیانی را بدو برساند که همسنگ و همبر شود با محرومیتی که از این خیر خواهد داشت و زیانی که از این بابت بهره او خواهد شد. و هرگز هیچ متجاوزی آن ضرر وزیانی بدو نمی رساند که بتواند همطراز حرمان و بی بهرگی از رفعت و سعادت و پاکی و کمالی باشد که خداوندگار جهان برای مردمان تهیه دیده و ارائه فرموده است بدین سبب این حق بشریت است که تبلیغ چنین دعوتی بدو برسد تا او را به این راه الهی شامل و فراگیر فراخواند و هیچ گردنه و مانعی و سلطه و قدرتی به هیچ نحوی از انحاء نتواند جلو تبلیغ آنرا سد کند یا در برابر آن بایستد و سنگ اندازی نماید......... همچنین این حق بشریت است که بعد از آنکه چنین دعوتی به گوش ایشان رسید مردمان در پذیرش این دین آزاد گذارده شوند .....و هرگاه کسانی از ایشان دین اسلام را پذیرفتند ، این حق ایشان باید محفوظ بماند که به هیچ وسیله ای از وسایل آنان را از دینشان برنگردانند و برای برگشت از آیین اسلام تحت فشار نگذارند. نه به وسیله آزار و اذیت و نه از راه گول زدن و فریفتن ونه با فراهم آوردن اوضاعی که خاصیت آنها خود به خود بازداشتن مردم از هدایت را در بر دارد و ایشان را از پذیرش اسلام بازمی دارد .وظیفه گروه مؤمنان در این مواقع چنین خواهد بود که با تمام نیرو به نبرد با متجاوران به حقوق اسلامی و انسانی برخیزند و آنان را سر جای خویش بنشانند و مکر و کید و اذیت وآزارشان را از سر مومنان بدور دارند. تا ستمگران را گوشمالی دهند و حریت عقیده را تضمین ، امنیت کسانی را که خداوند به راه خود رهنمودشان فرموده تأمین و برنامه خدا در زندگی پا برجای، و از بشریت حمایت گردد تا از آن نیکی و خیر همگانی محروم و بی نصیب نشود .... واجب دیگری بر جماعت اسلامی لازم می آید و آن اینکه هر گونه نیرویی را باید در هم بشکند که سر راه دعوت آئین اسلام را بگیرد و مانع رساندن آرادانه آن به مردمان گردد یا حریت پذیرش عقیده را را تهدید نماید و مردمان را از آیین مبارکی که پذیرفته اند برگرداند .... این به این معنی نیست که که مردمان با زور به پذیرش ایمان وادار شوند بلکه بدین معنی که دین خدا در زمین برتری گیرد بطوری که هر کس که بخواهد بدون ترس و دلهره بتواند وارد دائره اسلام شود و از نیروئی در زمین باک نداشته باشد..... جهاد در اسلام در حدود این مبادی و اصول همگانی است و تنها به خاطر این اهداف والا انجام می پذیرد و به هیچ هدف دیگری یا نشانه و عنوان دیگری آمیخته و آغشته نمی گردد.
جهاد در راه عقیده است و بس.
تا از محاصره و قید و بندها محفوظ شود و از فتنه ها و آشوبها در امان ماند . جهاد برای حمایت از برنامه و شریعت عقیده در زندگی و برقرار ساختن و در اهتزاز نگاهداشتن پرچم عقیده در زمین است بگونه ای که پیکر آن کسانی را که بخواهند بدو تجاور نمایند پیش از تاخت آوردنشان به لرزه در آوردو هیبت جهاد اسلامی مایه وحشت دشمنان باشد...... این همان جهاد یگانه ای است که اسلام به آن فرمان می دهد و پسندیده اش می شمارد و در مقابل آن اجر و پاداش می دهد و کسانی را که در آن کشته می شوند شهید می داندو کسانی را که رنج و مشقت آن را تحمل می کنند، ولی و دوست می شمارد.
فی ظلال القران:امام الهدی سید قطب
   به نقل از ماکوان:makvan.blogsky.com                                               
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 خرداد1385ساعت 10:39  توسط سلیمان  | 


چگونه قرآن بخوانیم؟

 

"من قرآن را آنچنان قرائت می کنم که گوئی هم اکنون فرشته آنرا بر محمد(ص)می خواند "

                                                                                                           

                                                                                                     اقبال لاهوری

 

"من که بنده کوچک ونا توان ونا چیزی هستم ،قرآن را چنان می خوانم و می یابم

 

که گویا خداوند خود با من سخن می گوید و برای انسانی !چه مقام و منزلتی

 

بالاتر از این لطف و عنایت الهی می توان یافت.

                                                                                 فی ظلال القرآن:سید قطب

 

 

"آنان(سلف صالح)از زمره کسانی نبودند که قرآن رابه صرف آگاهی واطلاع وارائه

 

سخنرانی (وبرای مرده ها) بخواندند بلکه برای چشیدن ولمس کردن ودریافت راهی برای

 

زندگی ان را می خواندند( یعنی دریافتی بود برای اجراوعمل) ."                                              

                                                                                                 

                                                                                   معالم فی الطریق :سید قطب

ن

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 9:55  توسط سلیمان  |  یک نظر

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 خرداد1385ساعت 9:55  توسط سلیمان  |